داشتم کمک «د» می‌کردم که دم خونه پرچم مشکی امام حسین بزنیم
همسایه داشت با فشار قوی آب، دم در رو می‌شست. اول سرشو تکون داد
دوباره طاقت نیورد گفت شما چرا آقای فلان؟ شما که می‌بینی وضعیت رو. الان باید پرچم مشکی وضعیت اسفناک کشور رو بزنی.
«خوزستان تشنه است» بزنی...همین مسئولین از خداشونه ما سرمون گرم کسایی که ۱۴۰۰ سال پیش مردن بشه تا این وضعیت رو یادمون بره
خوزستان ....
نذاشتم حرفشو بزنه گفتم آقای حیدری شما برای خوزستان چکار کردین؟
گفت: چکار کنم؟ کاری از دستم برمیاد؟ باید مسئولین کاری کنن که نمی‌کنن. رسانه‌ی ما که خفه خون گرفته و ...
گفتم: بله رسانه‌ی ما خفه خون گرفته ولی می‌شه در حد خودمون مطالبه‌گری کنیم
من در حد خودم مشکلات خوزستان رو توی فضای مجازی نشر دادم
در حد خودم بقیه رو آگاه کردم!
به عنوان مثال  یه پیجی که داشت پول جمع می‌کرد آب معدنی برای خوزستان بفرسته؛ آگاه کردیم که خوزستان دچار یک بحران! بحران با  آب معدنی حل نمی‌شه! مطالبه‌گری همه‌ی مردم خیلی مفیدتر تا هدر دادن پول مردم و پرت شدن حواس‌ها!
بعد به آبی که همینجور باز بود نگاه کردم و گفتم: در حد خودم آب کمتر مصرف کردم!
گفت: آفرین خیلی خوبه، منم اولش گفتم این کارا از شما بعی..
گفتم: مطالبه‌گری رو از بچگی تو هیئت‌ها از امام حسین یاد گرفتیم
دفاع از مظلوم رو همون ۱۴۰۰ سال پیش بهمون یاد دادن
ما اگه پرچم مشکی می‌زنیم واسه این‌که آموخته‌هایی که از همین دستگاه امام حسین داشتیم؛ فراموش‌ نشه!

 

# کاش کمی به اعتقادات همدیگه احترام بذاریم!
لااقل اختیار اشک‌های خودمون رو که داریم!! لطفا نخواین اشک‌هامون رو برای چیزایی که شما ‌می‌خواین خرج کنیم!

قلبمون این روزها خودش پر درده، با این معیارهای حق و باطلتون دردمندترش نکنید!